زندانی سیاسی فراموش شده ی ایرانی: حسین رونقی ملکی

ترجمه شده توسط احسان قرائي و بهروز مقصودي

نویسنده: حمید یزدانپناه

در حالیکه جامعه جهانی از آزادی زندانیان در ایران استقبال میکند، مخالفان داخل کشور کماکان از دادرسی ناعادلانه و سرکوب رنج می برند. آنچه در این بین ناگفته مانده است داستان زندانیان سیاسی، رنج خانواده هایشان و سختی هایشان برای رساندن صدایشان است، که قسمتی از قرارداد اخیر نبوده اند.

در هفته گذشته، حسین رونقی ملکی، وبلاگنویس و فعال سیاسی ایرانی مجبور به بازگشت به زندان اوین تهران برای سپری کردن 13 سال محکومیت خود شد. ملکی که در مرخصی پزشکی به سر می برد، نمونه مشخصی از مخالفان مبارز ایرانیست که در مباحث پیرامون ایران فراموش شده به نظر میرسند.

حسین رونقی ملکی، 29 ساله، برای اکثر ایرانیان به واسطه قیام سال 88 و تظاهرات پس از آن، نامی شناخته شده است.
ملکی یک وبلاگنویس فعال و مشارکت کننده در فعالیتهای مجازی زیرزمینی در ایران بود. او بنیانگذار «ایران پراکسی»
بود، گروهی که به طور متمرکز برای ایجاد پراکسیها جهت عبور فعالین و روزنامه نگاران از موانع سانسور اینترنتی در
داخل ایران فعالیت میکرد. او همچنین نویسنده تعدادی از مقالات اینترنتی بود که دیدگاه انتقادی نسبت به رژیم داشت.
ملکی در تاریخ 13 دسامبر 2009 دستگیر و بر اساس گزارشات ده ما در سلول انفرادی نگهداری شد. اتهامات علیه او
شامل عضویت در یک سازمان غیر قانونی، اقدام علیه امنیت ملی و همچنین اتهامات مبهم دیگر مانند توهین به رهبر و
تبلیغ علیه نظام بوده است. حکم وارده به وی به جهت این جرایم 15 سال حبس است. در سال 2012، به ملکی مرخصی
موقت داده شد، اما وی بار دیگر به جرمسازماندهی کمکهای مردمی برای آسیبدیدگان زلزله در استان محل تولدش،
آذربایجان شرقی دستگیر شد. او به حکم وارده که «تجمع و تبانی برضد امنیت ملی» بود اعتراض کرد و در پایان موفق به
اثبات بیگناهی خود شد.
ملکی در دورانیکه در زندان بدنام اوین به سر میبرد، مکرراً مورد شکنجه و رفتار غیر انسانی قرار گرفت. به جهت این
شکنجه ها و کمبود امکانات پزشکی، ملکی به بیماری کلیوی دچار شد و کماکان از عوارض مربوط به این بیماری رنج می
برد. به علت این شکنجه ها و کمبود رسیدگی پزشکی در زمان بازداشت، ملکی چندین بار دست به اعتصاب غدا زده است.
بازداشت و محاکمه وی، نه تنها اراده او را تضعیف نکرد، بلکه برای او احترام و نامی در بین ایرانیان آزادیخواه دست و پا
کرد. برای نسلهای جوانتر، او سمبلی از یک فعال نوگرا بود که از تکنولوژی جدید برای کمک به آزادی بیان استفاده
میکرد. برای فعالین خارج از کشور، او نمونه ای الهامبخش از کسانی بود که دست به مخالفت با رژیم حاکم میزدند.
در نهایت در ژوئن 2015، به ملکی پس از پرداخت وثیقه، مرخصی پزشکی داده شد. با وجود وضعیت درمانی رو به
وخامت او و واجد شرایط بودن برای آزادی مشروط، در این ماه به ملکی دستور داده شد تا به زندان اوین باز گردد. در
طول این دوران، ملکی سکوت را نپذیرفت و در سلسله نوشته هایی قبل از بازگشت دوباره به زندان که در توئیتر انتشار
یافته است، رژیم را مورد انتقاد قرار داده است.
نوشته های او شامل این پستها می شود:
“شاید این آخرین پست باشه اما برای آزادی خودم مصمم هستم برای رهایی تلاش خواهم کرد چون بی گناهم. پاسخ اندیشه زندان نیست”
“اتهام اصلی من دفاع از آزادی بیان (مبارزه با سانسور) است که بخاطر آن به ده سال حبس ناعادلانه محکوم شده ام”
دربند نگاران روزنامه سیاسی، زندانیان باز چشمانی با است، اشتباهی و نادرست کار حقایق و مشکلات کتمان ظریف”آقای و … را ببینید.”
“اخطار رسمی برای ضبط وثیقه ها به دستور دادستانی تهران و با فشار اطلاعات سپاه برای بازگرداندن من به زندان صادر شده است.”
“من در برابر احکام بی پایه و بی اساس قوه قضاییه سر تعظیم فرود نخواهم آورد و حکم ناعادلانه را نخواهم پذیرفت”
سخنان ملکی از آن جهت مخاطره آمیز است که او در آستانه بازگشت به جهنمی است که ممکن است هیچگاه از آن زنده خارج نشود.
وضعیت در زندان های ایران، خصوصاً برای افرادی که به دلیل جرائم سیاسی دوران محکومیت خود را سپری میکنند، اسفناک باقی
مانده است. این وضعیتهای ناخوشایند قسمتی از تلاش هماهنگ رژیم برای شکنجه کسانی است که مرتکب جرائم ضد حکومتی شده
اند. اهمال های پزشکی مرتّباً به عنوان شیوه ای برای شکنجه و قتل مخالفان عنوان شده است در حالیکه رژیم از قبول مسئولیت سر
باز میزند.
سازمان عفو بین الملل رونقی را به عنوان زندانی عقیدتی تعیین کرده است و واقعیت این است که با وجود تمام صحبتهایی که از
اعتدالگری و تغییر در ایران می شود، فضای کمی برای آزادی بیان در این کشور وجود دارد. در سال 2012، وبلاگنویس ایرانی
ستار بهشتی به دلیل نظراتش در فضای مجازی بر علیه رژیم، ابتدا دستگیر و سپس در حالیکه در بازداشت به سر میبرد به قتل
رسید. پدر ملکی در مصاحبه ای اظهار داشته است: «آنها می خواهند که او را تبدیل به یک ستار بهشتی دیگر کنند». در حالیکه
اکثر کشورهای غربی، عصر جدید در ایران تحسین می کنند، تغییرات اندکی برای مخالفین ایرانی به چشم میخورد.
تهدید علیه ملکی صرفاً فقط در درون زندانهای ایران نیست، بلکه در مباحث پیرامون موضوع نیز هست. در زمانی که توجه ما تنها
متوجه آزادی تعداد محدودی از زندانیان بوسیله رژیم است و در زمانه ای که جواد ظریف اجازه مییابد آشکارا در رابطه با مقوله
زندانیان سیاسی در تلویزیونهای آمریکا دروغ بگوید، خطری بسا بزرگتر فعالین سیاسی ایرانی را تهدید میکند. خطر فراموش شدن و
تبعید شدن به سیاه چالهایی که نه صدایشان و نه جسم شان یارای خارج شدن از آن را ندارند. مسئولیت رساندن صدایشان به عهده

ماست و ما باید روحیه مبارزه طلبی و امیدشان را به دوش بکشیم.

Sources from here 

FB February 13, 2016

Laisser un commentaire

Votre adresse de messagerie ne sera pas publiée. Les champs obligatoires sont indiqués avec *